بررسی تابلوی “رستاخیز ” اثر میکل آنژ و کهن الگوهای به کار رفته در آن

نوشته : پروانه آتشگرد 

بعد از مدتها قرار است کمی به روزهای اوج برگردیم و یک تابلوی سمبلیک را با دقت نسبتا بالا تحلیل کنیم تا کمی دل خواننده های همیشگی شاد شود.

برای این منظور به سراغ تابلوی “آخرین محکمه” یا به عبارتی رستاخیز اثر میکل آنژ می رویم.

این تابلو در شهر واتیکان در یکی از تالارهای کلیسای سیستین به صورت فرسک یا همان نقاشی روی دیوار کشیده شده است کشیده شده است.برای تکمیل این اثر 8 سال زمان گذاشته شد.

بدون شک این یک اثر جسورانه و نیازمند اعتماد به نفس بالای هنرمند است..پیچیدگی و گستردگی کار  شما را به یاد یک رمان بلند با شخصیتهای اصلی فراوان می اندازد و شما حیرت زده از این که خالق اثر خود چگونه پیوستگی اجزا را حفظ میکند اثر را دنبال میکنید.به طور کلی اثر نشان دهنده عروج ارواح برای پاسخگویی در پیشگاه مسیح هستند و در این میان ارواحی که موفق به عروج نشدند جهنمی هستند.

بدون شک امکان بررسی کامل این تابلو نیازمند مقاله ای مفصل است.ناچارا به جالبترین بخش های آن می پردازم و در صورتی که سوالی داشتید درباره شخصیتهای معرفی نشده در کامنت ها پاسخ می دهم.

طبق معمول آنچه در تابلوهای مذهبی دیده میشود محوریت تابلو با عناصرمقدسی همچون مسیح است و اجزای کیهانی و دنیوی همه در اطراف او در حالتی جذب شده دیده میشوند.این تابلو به طور کلی نماد مسئولیت پذیری برای زندگی دنیوی به حساب می آید.

قبل از شروع بررسی تابلو بد نیست اشاره کنیم که بین کاردینال کارافا و میکل آنژ بر سر این تابلو مشاجره سختی وجود داشت به علت آنکه کاردینال نقاش را به دلیل برهنه کشیدن افراد به وقاحت و فساد اخلاقی متهم کرد.کار تا بدانجا پیش رفت که شورای تفتیش عقاید که کاردینال هم از آنها  بود دستور پاک کردن فرسک را داد.حتی برای تایید این دستور پاپ نیز به مشاهده تصویر آمد و از دیدن آنهمه تصاویر برهنه حیرت کرد و تابلو را شرم آور خواند اما هنگامی که میکل آنژ به او گفت که برای چهره مینوس در سمت راست و پایین تابلو از صورت پاپ کمک گرفته است ناگهان همه مشکلات حل شد و چنین اثر ارزشمندی از نابودی نجات یافت.

همچنین گفتنی است که اعضای تناسلی بعدا توسط یک نقاش دیگر به نام دانیل ولترا پوشانده شد.همانطور که میبینید روی اعضای تناسلی به کمک یک پارچه پوشانده شده.

برای بررسی تابلو و راحتی کار ابتدا یک عکس که شامل معرفی شخصیت ها میباشد را برایتان می گذارم:

شخصیتهای تابلوی رستاخیز اثر میکل آنژ

همانطور که میبینید مسیح و مریم در مرکز تابلو مشخص هستند.مرد درشت اندامی که در سمت راست مریم باکره به او زل زده است یحیی تعمید دهنده است.در سمت راست تابلو پایین صفحه مینوس را می بینید که صورت پاپ برای او استفاده شده است.درباره مینوس قبلا در پست گشت و گذاری در جهنم صحبت کرده بودیم.همچنین کارن بر روی قایق که آن نیز در همان پست گشت و گذار در جهنم معرفی شده بود.سنت پیتر و سنت سباستین در پست تاجگذاری مریم مقدس معرفی شدند و به اختصار اضافه میکنم که سنت پیتر با کلیدی بزرگ که کلید درهای بهشت به حساب می آید در سمت راست مسیح و سنت سباستین که تیری در دست دارد که نشان دهنده طریقه شهادت او میباشد در سمت راست تابلو مشاهده می شود.

بقیه شخصیت ها نیز در ادامه پست معرفی می شوند.

بارتولومیو در حالی که پوست بدن خود را در دست گرفته

او یک چاقو و پوستی از بدن انسان در دست دارد که اشاره به طریقه کشته شدن اوست که با چاقو پوستش راکندند.نکته جالب در این قسمت از تابلو این است که میکل آنژ پرتره خود را در صورت پوست کشیده است.از نظر بعضی از منتقدان در این تصویر طنزی پنهان شده است که میکل آنژ نسبت به بیش از حد بزرگ کردن شهدای مسیحیت  بیان کرده است.

 

در پایین سمت راست همانطور که گفته شد کارن را میبینید که بر روی قایق جهنمیان را به سمت جهنم میبرد و در آنجا تحویل مینوس غول شاخدار میدهد.

کارن از نمایی نزدیک

در تصویر ارواح گناه کاران و حواریون هر دو با هم دیده میشوند..در این میان  صحنه ای مشاهده میکنید که 2 روح خیر و شر بر سر بردن یکی از ارواح آدمیان برای به بهشت یا به جهنم بردن آن می جنگند.یک چشم این فرد از شدت ترس بسته و یک چشم دیگر از امیدواری باز است.

ترس و امید در میان کشمکش میان خیر و سر

در میانه تصویر در حدود یک سوم میانی در سمت چپ و راست از نظر بیننده 2 واقعه را مشاهده میکنید ..در سمت راست فرشتگان در حال مبارزه با ارواح جهنمیانی هستند که میخواهند به زور به بهشت وارد شوند و در سمت چپ تابلو در حال کمک به بهشتیانی هستند که با وجود بهشتی بودن توانایی پرواز به آنجا را ندارند (در پایین علت آن را توضیح داده ام).در بالای تابلو سمت چپ ابزارهای آزار مسیح در روز به صلیب کشیدن او را میبینید که  فرشتگان به عرش اعلی بالا برده اند.(قسمت بالا سمت راست را هنوز متوجه نشده ام که موضوع چیست)

در مرکز تابلو هم با دمیدن صور اسرافیلی مردگان را از خواب بیدار میکنند.همانطور که در عکس بالا هم گذاشته شد اکثر شخصیت ها معرفی شده اند و با اینحال اگر سوالی بود در کامنتها پاسخ میدهم.

نکته دیگری که باید اضافه کنم و در پست قبلی سوال برانگیز بود و البته اشتباه پاسخ داده بودم راجع به پاهایی است که در بالای تابلو آویزان به نظر میرسد.همانطور که دوست خوبمان سوم شخص مفرد اشاره کردند زیر آن نوشته است است یونش و البته این پاهای یونس پیامبر است که در پایین عکس کامل آن را می گذارم.

یونس پیامبر در بالای تابلوی رستاخیز

همانطور که می بینید در پس زمینه اثر ماهی که فروبرنده یونس بود مشاهده می شود.به طور کلی در تالار کلیسای سنت سیستین که این نقاشی کشیده شده پیامبران زیادی به همین صورت بر روی کنگره ها تصویر شده اند اما اینکه چرا یونس بر بالای رستاخیز ترسیم شده جستجوی زیادی کردم . به نتیجه ای که رسیدم وحدس میزنم  که درست باشد این است که در این آیه از انجیل مسیح قیام دوباره خود را به معجزه یونس تشبیه کرده است . همچنین بد نیست بدانیم در قرآن هم به این موضوع اشاره شده و گفته شده اگر یونس از تسبیح کننده گان نبود تا روز رستاخیز در شکم ماهی زندگی میکرد.

در این میان یک بحث جالبی از سری مقالات یونگ را برای شما خواهم آورد که تقریبا برای تمام آثار مذهبی با شرایط مشابه صدق میکند و نمادهای کهن الگویی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در این تابلوها به کار رفته است.

ابتدا کهن الگو را تعریف میکنم:عناصر ساختاری موروثی در ناخودآگاه جمعی که یونگ برای اشاره به مضامین مکرری به کار میبرد که در اسطوره ها و افسانه ها و نیز در رویاها و خیالات و توهمات امروزین دیده میشود(روانشناسی دین..دیوید ام وولف.ص888)

اگر شما به این تصویر با کیفیت و بزرگ که از داخل کلیسا گرفته شده می بینید که روبروی تابلو میزی قرار دارد که مراسم عشای ربانی را تداعی می کند . در واقع به بسیاری از سوال های ما به کمک ارتباط بین مراسم عشای ربانی و رستاخیز  پاسخ داده میشود . از جمله  در سمت چپ تصویر از دید بیننده و در یک سوم میانی تابلو می بینید که بعضی از افراد را که لباس تیره دارند به کمک فرشتگان در حال بالا کشیدن هستند . اینها افرادی هستند که مستحق بهشت هستند اما به دلیل  اینکه غسل تعمید داده نشده اند و مراسم عشای ربانی را به جا نیاورده اند نمی توانند  به آسمانها پرواز کنند و در سمت مخالف آنها برعکس همین قضیه صدق می کند. یعنی افرادی که غسل تعمید داده شده اند اما لایق بهشت نیستند و توسط فرشتگان و قدیسان (مثلا سنت سبایتین که با تیر آنها را می زند ) از بهشت رانده می شوند .

بحث دیگری که به آن می پردازیم حضور پر رنگ مریم مقدس در تابلوهای هنرمندان به خصوص  در دوره های رنسانس است . این موضوع مفهوم مهمی دارد . کلیسا صرفا یک  سازمان پدر سالار  با الگویی کاملا مردانه و خشن می باشد و با حذف زنان از دایره قدرت و منحرف کردن نمادهای زنانه مانند الهه ها (که البته قبلا در دین یهود هم مشاهده شده بود اما نه به این شدت) سعی  کرد تا موضوع قدرت را به صورت انحصاری در اختیار مردان درآورد . بحث مرموز مریم مجدلیه را هم قبلا بارها در همین وبلاگ صحبت کرده ایم و نیز ممنوعیت ازدواج برای کشیش ها و غیره  و غیره …

اما هنرمندان آگاهانه یا نا آگاهانه با گنجاندن تصوبر مریم مقدس در تابلو ها  مثل تاجگذاری مریم در تابلوی روبنس و در این تابلو حضور مریم در کنار عیسی در روز رستاخیز (همانطور که می دانید طبق اعتقاد مسیحیان عیسی در روز رستاخیز به تنهایی حساب پس می گیرد)  سعی در بازگرداندن الهه ها داشته اند . اسطوره ی”جام مقدس” نیز تلاشی در این سمت و سو بوده است . این اقدامی در جهت تعادل روانی بشر و ادیان میباشد . به یاد بیاورید که در یکی از  پست های قبلی از سوفیا صحبت کردیم و گفتیم حضور بیشتر سوفیا نمادی از خرد و حکمت در پدر آسمانی به حساب می آید و در واقع می توان اینطور برداشت کرد که در این مورد خاص بین کلیسا و مسیحیت !! تضاد وجود دارد .

رازی که در مراسم عشای ربانی وجود دارد در ارتباط تنگاتنگ با عقیده تثلیث است . پدر,پسر و روح القدس نمادهای مهمی هستند اما تشکیل یک ماندالا یا صورت انتزاعی یک کهن الگوی کامل را نمی دهند به دلیل آنکه از عنصر زنانه خالی هستند . حضور مریم مقدس ضمن اینکه این کهن الگو را کامل میکند خود بیان کننده کهن الگوی دیگری است به نام “مادر” . نماد “مادر” نشان دهنده حکمت و تعالی معنوی که فراتر   ازعقل است از جنبه مثبت و نشان دهنده جهان مردگان از نظر منفی می باشد. مریم و سوفیا دو جلوه پرطرفدار این نماد هستند که در کنار کهن الگوی “خود” که در  عیسی متجلی می شود به همراه  خدا و روح القدس تشکیل یک نماد کامل را می دهند .

در توضیح نماد “خود” باید گفت که نشان دهنده حد وسط شخصیت  و هماهنگی و تعادل  می باشد که صورت های زیادی دارد که در این تابلو شکل “مسیح ” آن از همه آشکارتر است .

پوزش فراوان جهت طولانی شدن پست. ضمن اینکه هر نکته ای که جا افتاده بود در کامنتها بپرسید پاسخ می دهم.

منابع :

http://en.wikipedia.org/wiki/Jonah

http://www.artstamps.dk/Alphabet-M-N-O.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/40845

http://bible-truths.com/lake16-D4.htm

http://en.academic.ru/dic.nsf/enwiki/2362146

http://www.travelblog.org/Photos/4118476.html

http://artblogbybob.blogspot.com/2007_10_01_archive.html

http://obsession3.blogspot.com/

کتاب روانشناسی دین اثر دیوید ام وولف

کتاب نمادهای تحول اثر یونگ

کتاب درک هنر اثر هربرت رید

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 18:15  توسط   |