X
تبلیغات
یونگ (مکتب زوریخ) - اسطوره چیست؟

اسطوره چیست؟


ترجمه ی ندا آقاجانی، شادان سلوکیان



aztec_calendar2.gif



این نوشتار برای آشنایی خوانندگان با خواندن و درک اسطوره تنظیم شده است. به علاوه تا آنجا که ممکن بوده این مباحثات نه براساس بازگویی دوباره اسطوره ها بلکه براساس متن اصلی آن ها نگاشته شده اند و این به شما اجازه می دهد از سبک ادبی اسطوره ها لذت برده مطالعات شما بی واسطه و مستقیم باشد. 

زیرا در بسیاری از موارد،همان داستانی را می خوانید که شنونده اصلی شنیده است.
در اینجا با تعریف اسطوره ها و توضیح دیدگاه معاصر نسبت به آن ها شروع می کنیم. برخلاف کاربرد رایج این کلمه به معنای داستان تخیلی، اسطوره ها درواقع به داستانهایی بازمی گردند که به ما درباره واقعیت ها می گویند. پس یکی از تعریفهای اسطوره داستان سنتی است که به عنوان  واقعیت به کار رفته است.

این داستان ها می توانند پاسخی باشند به پرسشهای اساسی بشر از قبیل: انسان بودن چیست،چگونه دنیای فیزیکی ما اینگونه شده است و... .با پاسخ به این پرسش ها، دیدگاههای مختلفی نمایان می شود که ما این دیدگاهها را با بررسی داستان جتگ تروا و چندین نمونه ی دیگر نشان می دهیم.


شناخت اسطوره  به شما اجازه می دهد به دنیایی اسرار آمیز و مهیج سفر کنید. سفری که در آن با  خدایان، قهرمانان، دیوها و غول ها، سرزمین های بیگانه و حوادث شگفت انگیز روبرو می شوید. به دلیل وجود ارزشهای واقعی داستان، تفسیرهای اسطوره شناسی هیچ تناسبی با هم ندارند. علاوه بر آن، تجربه های اسطوره شناسی درک و فهم ما را از آثار ادبی و هنری بوجود آمده در دورانی خاص غنی می سازد.

خواهید دید که هنگام شناخت اسطوره به سنّتی زنده وارد شده اید:
امروزه ما در فرهنگمان، پیامها و موضوعات اسطوره ای را می پذیریم. حتی رسانه های گروهی مدرن امروزی، موضوعات و شخصیت های موجود در داستانهای قدیمی سرتاسر دنیا را باز می تابانند. اسطوره ها امروزه به اندازه ماجراجویی های ایندیاناجونزو کارهای مخاطره آمیز starship و the – x – files  به ما نزدیکند.

برای عنوان این بحث، به 2 دلیل از کلمه معاصر استفاده می کنیم.اول، ما داستانهایی را از جوامع و دوره های زمانی مختلف مورد توجه قرار می دهیم. این داستانها شامل آن مواردی است که رمان نویسها، شاعران، نمایشنامه نویسان و سازندگان فیلم در زمان معاصر هم بازگو کرده اند.

دوم، ما نمی خواهیم این داستانهای شگفت انگیز را فقط به خاطر خودشان ذکر کنیم.زیرا می خواهیم معنای نهفته در این داستانها را آشکار کرده دریابیم آن ها چه پیامهایی را درباره مردم و فرهنگی منتقل می کنند که از آنها نشأت گرفته اند. در این زمینه ما دیدگاههایی رااز رشته های دانشگاهی مختلف ارائه می دهیم. تا آنجا که می توان گفت، انسانها همیشه داستانهایی را که در جوامعشان اتفاق افتاده جمع آوری و تحلیل کرده اند. برخی از مثالهای اولیه، داستانهایی است از هرودوت در قرن پنجم قبل از میلاد. پژوهش های ما آثار برخی از محققان جدید را نیز دربرمی گیرد که معنی و اهمیت داستانهای اسطوره ای را مورد بررسی قرار داده اند.

قبل از هرچیز، اسطوره ها داستانند. در هر فرهنگ و هر کشوری، در هر دوره زمانی، از مصر باستان تا امریکای امروزی، مردم داستانهایی گفته اند. از این داستانها، شاید جذاب ترینشان، داستانهای مقدسی بوده  که به عنوان بخشی از دین منتقل شده اند.همچنین داستانهایی که کارهای بزرگ مردم و ملت ها را بازگو می کنند. اسطوره شناسی در معنای دقیق و روشن خود به این ها بازمی گردد.معمولا این داستانها آنقدر قدیمیند که منشأ آنها در پس پرده پنهان شده است. برای ما خوانندگان امروزی، جذابیت آنها بخشی در به یادآوری عصری باستانی است که در آن، اعضای جامعه در ارزشهای مشابهی سهیم بوده و زندگیشان را با داستانهایی که می گفتند پیش می   بردند. به این دلیل که ما در دنیای مدام در حال تغییر، متنوع و چندچهره ی قرن بیستم هستیم، در ابتدا به اسطوره به دلیل ارزش سرگرمی آن می پردازیم. انگیزه ما منطقی است. در گنجینۀ داستانهای اسطوره ای، بلافاصله آن سرگرمی را می یابیم که به دنبالش هستیم. اما واژۀ مجموعه اسطوره ها معمولا به مجموع آن داستانهایی گفته می شود که  هدفشان به سرگرمی محدود نمی شود. نورترپ فرای می گوید داستانهای اسطوره ای اغلب با "اهمیت و جذابیتی خاص همراهند." برخی از داستانها مربوط به مذهبی زنده اند که در زمان یک اسطورهً خاص به آن عمل می شده است.ماهیت دیگر داستانها بیشتر غیر مذهبی است، اما هنوز ارزشها و ابعادی دارند ما را از جامعه و فرهنگ داستان گویان را مطلع می کنند.

بسیاری معتقدند که اسطوره ها داستانهایی دروغینند که مردم ابتدایی، قبل از آنکه توصیفی بهتر و علمی تر برای پدیده های دنیا فراهم شود، عادت داشتند برای  توضیح ماهیت جهان نقل کنند. این دیدگاه مربوط به کاربرد همگانی اسطوره است به معنای " داستان دروغ ". مثلا، ممکن است شنیده باشید که مردم می گویند: این یک اسطوره است که خورشید به دور زمین می گردد، یا تندر درواقع صدای برخورد دو ابر است.

 ما خواهیم دید که داستانهای اسطوره ای اغلب اصولی را دربرمی گیرند که به طور صحیح درک و علم جوامعی راوی آن داستان ها را باز نمی تاباند. اما این اشتباه لفظی همچنین می تواند بازتابی از اهمیت آنها باشد. از آنجا که داستانهای اسطوره ای برای یک جامعه اهمیت دارند، اغلب ، بدون تغییر، از نسلی به نسلی دیگر ، انتقال می یابند. در ننتیجه جزئیات علمی نهفته در این داستانها بدون تغییر می ماند، حتی هنگامی که دستاوردهای علمی جدید، درک و فهم مردم را از دنیای آنها تغییر می دهند. در پژوهش های ما از داستانهای اسطوره ای باید روشن شود که دانش قدیمی موجود در داستانهابه آنچه آن ها درباره ی ماهیت بشر و نقش آن در جهان می گویند وابسته نیست. بنابراین، حتی داستانهای درباره تشکیل کیهان،اگرچه نظریات علمی موجود در آنها قدیمی و از مدافتاده است، می تواند حقایق مهمی را به نسل های بعدی منتقل کند. خواهیم دید که داستانهای اسطوره ای حقایقی را درباره فرهنگی نشان می دهد که از آن نشأت گرفته  و ممکن است ارزشها و دیدگاههایی را دربرگیرد که می تواند حتی برای ما، با فرهنگی متفاوت، معنادار باشد.

در فرهنگ مکتوب و رسانه محورما، مثالهای زیادی از داستانهایی با منشأ شفاهی نداریم. درمیان مثالهای اندک، افسانه های به اصطلاح شهری است که در سرتاسر دنیا یافت می شوند، اینها اسطوره هایی در معنای واقعی نیستند اما ممکن است به ما کمک کنند ماهیت آن داستانهای شفاهی را دریابیم که هنوز هم در زمان ما وجود دارند. مثلا ممکن است داستان سوسمار غول آسایی را شنیده باشید که در فاضلاب نیویورک زندگی می کرده است. این داستان، اسطوره ای در معنی رایج کلمه است:داستانی است دروغ. اگرچه این اسطوره در معنایی شبیه معنای بیشتر  داستانهایی که در این نوشتار بررسی می کنیم نیست، اما مطالعاتی را به دنبال دارد، زیرا به ما کمک می کند بفهمیم داستان سرایی شفاهی حتی در دوران مدرن بر موضوعات و مسائلی تاکید می کند که اصلا درباره نوع بشر است.
بنابراین، این افسانه شهری به ما اجازه می دهد درباره نیروی داستانسرایی بیندیشیم که برای مردم در گوشه و کنار ایالات متحده امریکا آشناست، نه به این دلیل که مردم واقعا به آنها معتقدند-هرچند برخی هستند!- بلکه به این دلیل که مسائلی را مطرح می کنند که بیشتر مردم معتقدند ارزش اندیشیدن دارند.ما در اینجا این داستان را مفصلا بررسی می کنیم تا برخی دیدگاههای حاصل از مطالعه داستانهای عامه را، چه درست چه غلط، ارایه دهیم.
داستان سوسمار بزرگ در فاضلاب نسبتا خوب پرداخته شده و روایت های بسیاری از آن وجود دارد.جان هارولد بوروارد همه اشکال گوناگون این داستان را گردآوری کرده است.

داستان مشترک این است که این حیوان از بازماندگان و اعقاب جانوران خانگی بوده است که در اواخر دهه 50، هنگامیکه سوسمارهای کوچک مورد علاقه بوده اند، به بچه ای داده شده است.هنگامیکه این حیوانات خانگی بسیار بزرگ یا نگه داریشان دشوار  می شد، درون توالت انداخته، وارد سیستم فاضلاب شده رشد می کردند. برخی نسخه های این داستان می گویند که سوسمارها بی رنگ بودند زیرا نور خورشید را نمی دیدند و یا می گویند با خوردن موشهای فاضلاب زنده می ماندند. معلوم شد که در تمام ایالات متحده امریکا، مردم با این افسانه شهری آشنایی دارند.  هارولد بوروارد منشأ این داستان را تا10 فوریه 1935 دنبال می کند. در این تاریخ نیویورک تایمز  می گوید سوسماری در فاضلاب نیویورک پیدا شده است.

اما، تا جایی که می دانیم، عناصر دیگر این داستان دروغ است و بنابراین، این داستان در معنای عامیانه خود یک اسطوره به حساب می آید. یک داستان دروغ که مردم برای توضیح یک شایعه درباره سوسماری ساخته بودند که ردپایش تا فاضلاب کلان شهر ناشناخته و در نتیجه مرموز بود.

بوروارد، کسی که نسخه های متفاوت این افسانه شهری درباره سوسمار را جمع آوری کرد، می گوید که این داستان مربوط به یک گروه کامل از داستانهای دیگر است مثل داستان زنی که یک موش صحرایی در خوراک جوجه سرخ شده خود پیدا کرد. جالب است بدانیم می توان دیدگاههای متفاوتی را از تجارب خودمان از داستانهای ساده ای مثل این بدست آوریم. تمام این داستانها می گویند چیزی کثیف و ترسناک زیر چهره خوشایند زندگی متمدن مخفی شده است. به علاوه، می توان گفت داستان سوسمارها در فاضلاب چیزهای زیادی دربارۀ تجربه زندگی در شهرها به ما می گوید. شهر شالوده ای عظیم دارد که برای ما ناشناخته و اسرارآمیز است: در زیر خیابانهای شهر، تونل ها، متروها، فاضلابها و کانال هایی وجود دارد و نیز بناهای متروک و ساختمانهایی از همه نوع.

روانشناسان می گویند هزارتویی پیچیده مثل این، ترس ها و آرزوهای ناخودآگاه ما را هنگام تلاش برای تبدیل شدن به انسان بالغ نشان می دهد. با گذر از این هزارتو، ما بر مشکلاتی چیره می شویم که حتی ممکن است از داشتن آنها آگاهی نداشته ایم.  بعدا،درباره این دیدگاه اسطوره شناسی یونگ،  بیشتر مطالعه خواهیم کرد.
داستان سوسمار در فاضلاب را می توان  در معنای واقعی آن نیز در نظر گرفت. در یک شهر، زنان و مردان روی خود زمین راه نمی روند. آنچه روی آن گام می گذارند  روکشی است نازک که طبیعت را می پوشاندو آن ها را از طبیعت جدا می کند. سوسمارها بیانگر ترسهایی است که ما از همه بخش های ناشناخته زندگی در شهر داریم، بخشهای غریزی و طبیعی خود که به عنوان مردم متمدن کاملا با آنها آشنایی نیستیم.

حماسه سومری گیلگمش نیز اسطوره ای است  بسیار بررسی شده از   2000 سال قبل از میلاد که نگرانی های مشابهی را درباره دورشدن  تمدن بشری از سرشت طبیعی خود بیان می کند.

علاوه بر دیدگاههای دیگر، داستان سوسمارها در فاضلاب، ترسی را بیان می کند که ما انسانها در جامعه از یکدیگر داریم. کار گروهی در جامعه، روش موثری است برای این که کارها به خوبی انجام شوند. اما، زندگی در جامعه به معنای درگیر شدن با پیامدهای ناشایست کارهای دیگران نیز هست. در یک شهر، مردم نزدیک به یکدیگر زندگی می کنند. اگر شما سوسمار خانگی کوچک و یا هر چیز اضافی دیگر را دور بریزید، همسایه شما ممکن است با عواقب بی دقتی شما روبرو شود. شهر شما را با زندگی مردمی درگیر می کند که نمی شناسید. مردمی که در زمانهای دور زندگی می کرده اند و پیروزی ها و شکست های خود را برای نسل بعدی باقی گذاشته اند. داستان سوسمار خانگی به ناراحتی هایی اشاره می کند که بیشتر ما در رابطه با افراد زشت سیرت احساس می کنیم.
 اگر به داستان سوسمارها بازگردیم می بینیم که این داستان در معنی تحت اللفظی خود دروغ است. مطمئن تر است بگوییم سوسمارها در فاضلاب شهر نیویورک زندگی نمی کنند و با این وجود، داستان، برخی واقعیت ها و تضادهای انسان شهرنشین را بیان می کند که در فرهنگها و مسائلی مشارکت دارند که هزاران سال برای بشر اهمیت داشته است.

اگرچه این داستان با داستانهای اسطوره ای چندین ویژگی مشترک دارد، اما یک داستان شهری واقعا، در معنای دقیق کلمه، یک اسطوره نیست. همانطور که قبلا  پی برده اید، اسطوره ها داستانهایی درباره خدایان و قهرمانانی است که ماجراهای جالب و شگفت انگیز خلق کرده اند، نه درباره سوسمار هایی که مردم بی نام و نشان را در خیابان های نیویورک وحشت زده می کنند.

اسطوره ها ما را با خدایان و قهرمانان بسیاری آشنا می کند، اما اندیشیدن به داستان سوسمارها برای مقدمه مناسب است زیرا افسانه و اسطوره به یکدیگر مربوطند. هردوی آنها داستانهایی هستند که مردم بارها و بارها به شکل ها و تفاسیر مختلف نقل کرده اند. همانطور که می توانید از توضیح قبلی دریابید، داستان مربوط به سوسمارها در فاضلاب تنها یک داستان دروغ نیست، بلکه داستانی است که مطالب نسبتا زیادی درباره خودما و فرهنگمان به ما می گوید.
شاید برخی بپرسند چرا هنوز از خدایان و قهرمانان سخن نگفته ایم. بسیاری اسطوره را به عنوان داستانهای خدایان و قهرمانان درک می کنند و چنین نیز هست. مثل مسائل جهانی که قبلا گفته شد، این داستانها برای ما درک و فهمی از ماهیت زندگی بشری فراهم می کنند. داستان باستانی یونانی هرکول را می توان مثال زد. هرکول، یک انسان است و پسر نامشروع زئوس (خدای خدایان). هرا، همسر زئوس، که از فرزند نامشروع همسر خود از زنی دیگر رنجیده خاطر است، هرکول را دیوانه می کند که در نتیجه او (هرکول) همسر و بچه هایش را می کشد. بنابراین داستان او محدودیت های آزادی بشر را نشان می دهد: یک انسان اساسا خوب باید با پیامد کنشهایی سروکار داشته باشد که فراتر از کنترل اوست.

هرکول باید برای جبران گناه خود چند کار شگفت انگیز انجام دهد. اگرچه، پس از اتمام این کارها به بی بند و باری اخلاقی می رسد. داستان ماجراهای هرکول براین حقیقت تاکید دارد که طبق یک قانون بشر در معرض سوژه مرگ است، اما این را نیز می گوید که باانجام کارهای خوب، انسان می تواند به نامیرایی دست یابد، یعنی با سرنوشت جنگیده بر آن پیروز شود.

بسیاری اسطوره ها را داستانهایی تصور می کنند که حقایق علمی را بیان کرده یا منشا پدیده ای طبیعی را توصیف می کنند. این را آتولوژی (مطالعه دلیل) یا کارکرد بن شناسی از کلمه یونانی ltla (دلیل) می نامند. مثلا، یک داستان بومی امریکایی از شمال غرب اقیانوس آرام می گوید که کلاغ سیاه است زیرا هنگام فرار، پس از دزدیدن آب شیرین ازپترل، از میان دودکش پر از دود خانه ای پرواز کرده. داستان ادامه می یابد تا آتولوژی بیشتری فراهم کند، به این معنا که زاغ هنگام پرواز آب را اینجا و آنجا ریخته و همین منشا رودخانه های بزرگ جهان است.
در این داستان پترل آب شیرین را ذخیره می کرده تا اینکه زاغ آن را پخش می کند. در خنثی کردن نقشه او، انگیزه زاغ هم شیطنت آمیز و هم سخاوتمندانه بود. اما روش توزیع نعمت در   داستان، بخشندگی طبیعت را نشان می دهد و نیز پیشنهاد می کند که جهان منظم و قابل پیش بینی نیست و بقای آن به هوشیاری، بخشندگی و انعطاف پذیری نیاز دارد که سازگاری با محیط را در بر  می گیرد.
واضح است که داستان زاغ با نظریه های مدرن درباره چگونگی تشکیل  رودخانه ها یا نوع رنگ حیوانات سازگارنیست. اما حقایق مهمی را درباره دیدگاه بومیان آمریکا نسبت به جهان نشان می دهد.                                   
در سطحی اساسی تر داستان کلاغ و پترل بازنمایی ذهنی محیط فیزیکی را به مخاطبان ارایه می دهد.
بنابراین داستان، بهترین دانش علمی آن زمان را به ما نشان می دهد.

این مقاله بخش نخست ترجمه ای است از : Thury, E.& Devinney, 2005, Introduction to Mythology,Oxford, pp.3-15.





+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 17:38  توسط   |